حميد احمدى

259

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

2 . تشيع اعتقادى : پذيرش مرجعيت علمى و دينى است و همچنين اعتقاد به امر امامت الهى و منصوص به گونه‌اى انحصارى . بدين‌رو ، تنها گفتار و آرا و سيره امامان شيعه عليهم السلام بعد از پيامبراسلام صلى الله عليه و آله مورد پذيرش و مرجع اصلى دينى براى مسلمانان است . ابان بن تغلب از ياران امام محمدباقر و امام صادق عليهما السلام درباره تشيع اعتقادى مىگويد : شيعه كسانى هستند كه وقتى مردم در گفتار پيامبر عليه السلام با يكديگر اختلاف كنند ، قول على عليه السلام را مىپذيرند و هنگامى كه درباره سخن على عليه السلام اختلاف پيش‌آيد ، آنها گفتار جعفر بن محمد عليه السلام را قبول مىكنند . « 1 » 3 . تشيع و دوستى اهل‌بيت : بسيارى از اهل‌سنت برپايه برخى روايات از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره فضايل و منزلت اهل‌بيت ، محبت و دوستى ايشان را لازم مىشمارند و بسيارى از آنان نيز با اين نگاه خود را دوستدار اهل‌بيت مىدانند . از همين‌روست كه پاره‌اى از سنيان متهم به « شيعه‌گرى » شده‌اند ، اگرچه از لحاظ فقهى و حتى سياسى هيچ موضع مناسبى با شيعه نداشته‌اند . « 2 » در منابع و متون تاريخى و حديثى ، گاه مفاهيم و اصطلاحات ديگرى را نيز به پيروان امامان معصوم عليهم السلام نسبت داده و آنان را بدان نام خوانده‌اند كه گاهى در فهم حوادث و گزارش‌هاى تاريخى مؤثر است . حال به برخى از مهم‌ترين و رايج‌ترين آنها اشاره مىشود : 1 . رافضى : « رَفض » به معناى ترك گفتن و كنار نهادن است . اين كلمه را نخستين بار زيد بن على عليه السلام به كسانى اطلاق كرد كه به جهت اعتقاد به امامت مفضول ، او را رها كرده ، دست از يارىاش كشيدند . « 3 » اهل‌سنت ، عموم فرق شيعه را از آن‌رو كه خلفاى سه‌گانه را ترك گفتند ، « رافضه » مىخوانند . « 4 » 2 . ترابيه : در زمان ابن‌زبير اين اصطلاح در مورد شيعه رواج يافت كه به معناى ادامه‌دهندگان خط « ابوتراب » ، يعنى امام على عليه السلام بود . « 5 »

--> ( 1 ) . احمد بن على بن احمد نجاشى ، رجال النجاشى ، تحقيق سيد موسى شبيرى زنجانى ، ص 9 ؛ و نيز بنگريد به : رسول جعفريان ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 1 ، ص 19 . ( 2 ) . رسول جعفريان ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 1 ، ص 27 . ( 3 ) . سعد بن عبدالله اشعرى ، المقالات و الفرق ، ص 209 ؛ تصحيح محمد جواد مشكور ، فرهنگ فرق اسلامى ، ص 199 و 200 . ( 4 ) . محمد جواد مشكور ، فرهنگ فرق اسلامى ، ص 200 . ( 5 ) . رسول جعفريان ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 1 ، ص 28 .